معنی علی تمغاجی
6 بازدید
[ عَ یِ تَ ] (اِخ) (امیر...) وی از عمال دیوان امیر بوقا وزیر ارغون خان بود و از جمله کسانی است که در سعایت بر ضد خواجه فخرالدین محمد مستوفی قزوینی شرکت داشت. و نیز در شب سه شنبه هجدهم ربیع الاخر سال ۶۸۳ هـ . ق. امیر بوقا با ارغون خان مخفیانه بر اردوی الیناق شبیخون زد و او را در پشتهٔ خانه خفته یافتند. و این امیر علی تمغاجی به سر بالین الیناق رفت و سرش را از بدن جدا ساخت. (از تاریخ مفصل ایران، مغول چ عباس اقبال ص ۲۳۲.) (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۱۲۳ و ۱۲۹).
کلمات همقافیه با «علی تمغاجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر