معنی علی ترکی
5 بازدید
[ عَ یِ تُ ] (اِخ) ابن حسین بن علی ترکی (علی بای...)، مکنّی به ابوالحسن. امیر تونس. رجوع به علی بای اول شود.[ عَ یِ تُ ] (اِخ) ابن بکمش بن مزان بن عبداللََّه ترکی، ملقّب به فخرالدین و مکنّی به ابوالحسن. ادیب و عروضی بود. در سال ۵۶۳ هـ . ق. در بغداد متولد شد و در سال ۶۲۶ هـ . ق. در دمشق درگذشت. او راست: ۱ - تحفةالعشاق. ۲ -غایةاللذات فی شرح الهوی. ۳ -کتابی درعلم عروض. ۴ - منی القلوب. ۵ -نزهةالناظر. (از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون ص ۳۷۰ و ۱۱۹۳ و سایر صفحات. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۰۶. بغیةالوعاة سیوطی ص ۳۳۰. الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۵).
کلمات همقافیه با «علی ترکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر