معنی علی بسکری

معنی علی بسکری

7 بازدید
[ عَ یِ بَ کَ ] (اِخ) ابن جُبارةبن محمدبن عقیل بن سوادهٔ هذلی بسکری، مکنّی به ابوالقاسم. وی حافظ و ضابط و از مردم «بسکرةالنخیل» بود که شهری است به مغرب. صاحب تاج العروس بنقل از تاریخ الذهبی و ابن عساکر گوید که نام صحیح وی «یوسف بن علی بن جبارة» است. و او را از ذریهٔ ابوذؤیب هذلی دانسته اند. در تاریخ ذهبی آمده است که وی از کسانی بود که در طلب قراآت در جهان به سیاحت پرداخته اند و او در این گردش خود با سیصد و پنجاه قاری و شیخ ملاقات کرده است و کتاب «الکامل فی المشهورة و الشواذ» را تألیف کرد. وفات او درحدود سال ۴۰۶ هـ . ق. بوده است. (از تاج العروس) (از منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «علی بسکری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید