معنی علی اسد فیروزآبادی
5 بازدید
[ عَ یِ اَ سَ دِ ] (اِخ) وی از اهالی هرات بود و وقتی شاهرخ میرزا به خراسان لشکر کشید، عده ای از مغولان به قلعهٔ اختیارالدین پناه بردند و این علی اسد فیروزآبادی با جمعی از اشرار چند پشتهٔ هیزم به در حصار اختیارالدین برد و آتش در آن زدند و مغولان به امید نجات، خود را از بالا به زیر انداختند و غوریان همهٔ آنان را کشتند. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۴۳۴).
کلمات همقافیه با «علی اسد فیروزآبادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر