معنی علی ابیوردی
6 بازدید
[ عَ یِ اَ وَ ] (اِخ) ابن احمد ابیوردی شبعی، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن ابی قرة. وی از متکلمان و ساکن مشهد رضوی بود. و در سال ۹۶۶ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- اثبات الواجب. ۲ - روضةالجنان، در حکمت. ۳- الشوارق، در کلام. (از معجم المؤلفین بنقل از ایضاح المکنون ج ۱ ص ۲۴ و ۵۹۴ و ج ۲ ص ۵۹. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۴۶) (از اعلام زرکلی بنقل از اعیان الشیعة ج ۶ ص ۲۸۸).[ عَ یِ اَ وَ ] (اِخ) ابن اسحاق ابیوردی خاورانی، ملقّب به اوحدالدین. شاعر و حکیم متوفی در سال ۵۵۱ هـ . ق. او راست: البشارات فی شرح الاشارات، از ابن سینا. و نیز او را دیوان شعری است. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعة ج ۴۱ ص ۶۴).
کلمات همقافیه با «علی ابیوردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر