معنی علی ابیاری
6 بازدید
[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن ابی بکربن محمدبن علی بن محمدبن شراد برعی ابیاری زبیدی یمنی شافعی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی برعی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن اسماعیل بن علی بن حسن بن عطیهٔ ابیاری، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به شمس الدین. (۵۷۹ - ۶۱۶ هـ . ق.). فقیه و اصولی و متکلم بود. او راست: ۱- سفینةالنجاة علی طریقةالاحیاء. ۲- شرح البرهان جوینی. (از معجم المؤلفین بنقل از الدیباج ابن فرحون ص ۲۱۳).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن سندبن علی بن سلیمان لواتی الاصل، ابیاری شافعی مصری. ادیب و لغوی و نحوی و محدث. وی در حدود سال ۷۵۰ هـ . ق. در قاهره متولد شد و در غزه اقامت گزید و سپس به دمشق رفت و از محضر ابن حجر استفاده کرد و در آنجا در ذی حجهٔ سال ۸۱۴ هـ . ق. درگذشت. او راست: جزء فی الرد علی تعقبات ابی حیان از ابن مالک. (از معجم المؤلفین بنقل از شذرات الذهب ابن عماد ج ۷ ص ۱۰۷. کشف الظنون ص ۸۳۸. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۲۸).
کلمات همقافیه با «علی ابیاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر