معنی علی آملی
6 بازدید
[ عَ یِ مُ ] (اِخ) ابن سیدکمال الدین بن سیدقوام الدین مرعشی آملی (سید...). وی در سال ۸۰۷ هـ . ق. پس از رفع شورش اسکندر شیخی توسط شهرخ میرزا، به حکومت ولایت آمل رسید و بارفروشه ده را به برادر خود سیدغیاث الدین، و آمل را به سیدقوام الدین بن سیدرضی الدین علی واگذاشت. پس از یک سال مردم آمل از حکومت سیدقوام الدین به تنگ آمده وی را عزل کرده و سیدعلی ساری را که در جنگل بود به شهر آورده به حکومت برگزیدند. و در جنگی که بین سیدعلی آملی و سیدعلی ساری درگرفت سیدعلی ساری شکست خورده فرار کرد. و سیدعلی در مدت حکومتش بر آمل و برخی شهرهای دیگر مازندران بارها با سایر سادات جنگ وگریز کرد تا سرانجام در سال ۸۲۵ هـ . ق. که با عده ای از مردم تنکابن به دروازهٔ آمل تاخته بود تیری به او اصابت کرد و پس از چند روز درگذشت. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ صص ۳۴۶ -۳۵۰). و نیز رجوع به تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تألیف سیدظهیرالدین بن سیدنصیرالدین مرعشی شود.
کلمات همقافیه با «علی آملی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر