معنی علیین
10 بازدید
[ عَ لی یی ] (ع ص، اِ) جِ عَلیّ در حال نصب و جر. || بلندمرتبه و رفیع و عالی. || (اِ) آسمان مکوکب. (ناظم الاطباء).[ عِ لْ لی یی ] (ع ص، اِ) جِ عِلّیّ در حال نصب و جر. رجوع به عِلّیّ و عِلّیون شود. || (اِخ) طبقهٔ بالایین بهشت. (از اقرب الموارد). جایی به آسمان هفتم که ارواح مؤمنان را بدانجا ببرند، مقابل سجین. (یادداشت دهخدا). جای کروبیین در آسمان هفتم. (یادداشت دهخدا). دیوان اعمال ملائکه و صلحاء جن و انس در آسمان هفتم. (یادداشت دهخدا): از پی آنکه در از خیبر برکند علی شیر ایزد شد و بگذاشت سر از علیین. فرخی. از بهر برشدن سوی علیین از علم بال ساز و ز طاعت پر.ناصرخسرو. آن بزرگی که رایت همت بگذرانید از اوج علیین.مسعودسعد. در حالت تو زاول بد همت تو عالی وز همت تو برشد جاه تو به علیین.سوزنی. ز آسمان تو سر بر فلک توان افراخت نه این فلک فلکی همعنان علیین.سوزنی. جای روح پاک علیین بود جای روح هر نجس سجین بود.مولوی. انبیا چون جنس علیین بدند سوی علیین به جان و دل شدند.مولوی.[ ] (اِخ) نام قبیله ای است از عطیات، از بنی عطیة، که یکی از قبایل بادیهٔ شرق الاردن باشد. (از معجم قبائل العرب عمر رضا کحالة ج ۲ ص ۸۲۰ از تاریخ شرقی الاردن ص ۲۲۴).
کلمات همقافیه با «علیین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر