معنی علیلة
6 بازدید
[ عَ لَ ] (ع ص) زن رنجور و بیمار. ج، علائل، عَلیلات. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به عَلیل شود. || زن دوباره خوشبوی مالیده. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از تاج العروس) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).[ عَ لَ ] (اِخ) بنت کُمَیت. وی از زنان عابد عرب و بادیه نشین بود که دربارهٔ عبادت و زهد او داستانها گویند. رجوع به اعلام النساء عمررضا کحالة چ ۲ ج ۳ ص ۳۴۳، و صفةالصفوهٔ ابن جوزی شود.[ عَ لَ ] (اِخ) ربیع بن بدر. مکنی به ابوالعلاء. از روات حدیث بود. و نیز رجوع به ابوالعلاء (علیلة ربیع...) شود.
کلمات همقافیه با «علیلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر