معنی علیاکبر بمرودی
6 بازدید
[ عَ اَ بَ رِ بَ ] (اِخ) (میرزا...). وی اشعاری دارد که از آن جمله چند بیتی است که ملحق به بیت فردوسی کرده در هجو احمدشاه درانی سروده است: به ابن زمانی جهانی دهی به هفت آسمان قرص نانی دهی تو از بطن زرقانهٔ نابکار چو احمد خری را کنی شهریار که تخت کیان را کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون، تفو. (از مجمع التواریخ گلستانه ص ۱۰۴).
کلمات همقافیه با «علیاکبر بمرودی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر