معنی علیالخصوص
5 بازدید
[ عَ لَلْ خُ ] (ع ق مرکب) بخصوص. بویژه. خصوصاً. (ناظم الاطباء). خاصه. خاصةً. سیّما. لاسیّما. لاترما: در خطهٔ ممالک توران علی الخصوص در بسیط این دولت از خیرات و ادخار حسنات و آثار عدل و اظهار فصل... (سندبادنامه ص ۱۸). علی الخصوص که دیباچهٔ همایونش بنام سعد ابوبکر سعدبن زنگی است. سعدی (گلستان). مکن که حیف بود دوست از خود آزردن علی الخصوص مر آن دوست را که ثانی نیست. سعدی. || در ناظم الاطباء به معنای بطور دقت و بروجه عموم، نیز آمده است.
کلمات همقافیه با «علیالخصوص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر