معنی علیا
6 بازدید
[ عُ لْ ] (ع ن تف) مؤنث أعلی ََ. بلندتر. (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || هر جای بلند. (از اقرب الموارد) (متن اللغة). ج، عُلا. (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). رجوع به أعلی ََ شود. - الید العلیا خیر من الید السفلی؛ منظور از علیا در اینجا بخش نده و انفاق کننده و یا عفیف است. و مقصود از سفلی سؤال کننده و درخواست کننده است. (از لسان العرب) (ذیل اقرب الموارد). - صفة اللََّه العلیا؛ منظور شهادت «لا اله الاّ اللََّه» است. (از لسان العرب) (ذیل اقرب االموارد). - علیا مضر؛ قسمت بالای مضر، که گویند قریش و قیس است. و غیر از آنها را سفلی مضر گویند. (از تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة).[ ] (اِخ) نام عورتی که پس از «هوشی» هفت سال بر بنی اسرائیل سلطنت کرد و بعضی از ملک زادگان را به قتل رساند. (از حبیب السیر چ تهران ص ۴۶).[ عُ لْ ] (اِخ) دهی است از دهستان میمند بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد، که مشهور به «ده بالا» است. رجوع به «ده بالا» شود. (از فرهنگ جعرافیایی ایران ج ۷).[ عُ لْ ] (اِخ) دهی است کوچک از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز واقع در ۴۵ هزارگزی شمال زرقان و ۶ هزارگزی راه فرعی مرودشت به ابرج. سکنهٔ آن ۴۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ عُ لْ ] (اِخ) قریه ای است واقع در ده فرسخی میانهٔ جنوب و مشرق آباده. (از فارسنامهٔ ناصری).[ عُ لْ ] (اِخ) قریه ای است از قرای ناحیهٔ فرمشکان، که آن ناحیه ای است در جنوب کوار. (از فارسنامهٔ ناصری).[ عُ لْ ] (اِخ) یکی از دهستان های چهارگانهٔ شهرستان اردستان است که در خاور این شهرستان واقع شده و حدود و مشخصات آن به شرح زیر است: حدود: از شمال به دهستان گرمسیر، از جنوب به دهستان برزاوند و بخش کوهپایهٔ شهرستان اصفهان، از خاور به دهستان پائین، از باختر به شهرستان کاشان. وضع طبیعی: در مرکز این دهستان دو رشته ارتفاع مجزا بنام کوه «جقند» و کوه «لاسیب» قرار دارد، که راه اردستان به اصفهان از وسط این دو ارتفاع میگذرد. و دیگر رشته ارتفاع کوه «شورغستان» که از جنوب خاور بطرف شمال باختر ادامه دارد (که خطالرأس این رشته ارتفاع حد طبیعی دهستان علیا را با بخش کوهپایه مشخص مینماید). ضمناً راه فرعی اردستان به اصفهان از گردنهٔ شورغستان رشته ارتفاع نامبرده عبور میکند. هوای این دهستان نسبتاً معتدل، و آب مزروعی قراء از قنوات تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات، گردو، بادام، قیسی و کتیرا است. شغل اهالی زراعت و مختصری گله داری، و صنعت محلی آن کرباس بافی است. قرای این دهستان بوسیلهٔ راههای ماشین رو و ارابه رو به یکدیگر مربوط میشوند. این دهستان از ۲۶ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن ۱۳۳۴۰ تن است. قرای مهم آن عبارتند از کچوسنگ (مرکز دهستان)، شیرازان، جنبه، فسخود، آونج. در بهار سال ۱۳۲۸ هـ . ش. بعلت جریان سیل، قسمتی از آبادیهای این دهستان خراب شد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «علیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر