معنی علکد
6 بازدید
[ عَ کَ ] (ع ص) درشت و سطبر. (منتهی الارب). غلیظ. (اقرب الموارد).[ عِ کِ ] (ع ص) درشت و سطبر. (منتهی الارب). غلیظ. (اقرب الموارد). || پیره زن نیک زیرک. || زن کوتاه بالای آکنده گوشت خوار کم خیر. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مرد درشت اندام سطبر. (منتهی الارب).[ عِ کَ دد ] (ع اِ) پیه. (منتهی الارب). شحم. (اقرب الموارد).[ عِ لْ لَ ] (ع ص) شتر سخت که دارای گردن و پشت قوی باشد. سخت و قوی، و مذکر و مؤنث در آن یکسان است. || پیرزن با بانگ و فریاد و کم خیر. (از ذیل اقرب الموارد).[ عُ کُ ] (ع ص) درشت و سطبر. (منتهی الارب). غلیظ. (اقرب الموارد).[ عُ لَ کِ ] (ع ص) غلیظ و سطبر. (ناظم الاطباء). غلیظ. (اقرب الموارد). || شیر دفزک شده و سطبر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «علکد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کد» برای سرودن شعر