معنی علکخای
6 بازدید
[ عِ ] (نف مرکب) آنکه علک خاید. || ژاژخا و هرزه لا. || ماده خر دندان بهم ساینده در دیدن خر نر: ز خرسپوزی من علک خای گردد خر نه کَهْ خورد نه سبوس و نه جو نه آب و گیا. سوزنی.
کلمات همقافیه با «علکخای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر