معنی علویین
8 بازدید
[ عَ لَ وی یَ یْ ] (ع ص نسبی، اِ) مثنای علویّ. رجوع به علوی شود. || (اِخ) دو ستارهٔ زحل و مشتری. (از اقرب الموارد). عِلویَّین. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ عِ لْ وی یَ یْ ] (ع ص نسبی، اِ) مثنای عِلوی. رجوع به علوی شود. || (اِخ) زحل و مشتری. عَلَویین. (اقرب الموارد). - قران علویین؛ قران زحل و مشتری که بهر بیست سال یک بار باشد. (یادداشت مرحوم دهخدا، از مقدمهٔ ابن خلدون).[ عِ لْ وی یی ] (ص نسبی، اِ) جِ عِلوی. رجوع به علوی شود. || (اِخ) زحل و مشتری و مریخ، ازآنرو که فلک این سه بالای آفتاب است. و رجوع به سفلیین شود. (یادداشت مرحوم دهخدا). و نیز رجوع به علویة شود.
کلمات همقافیه با «علویین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر