معنی علویة
7 بازدید
[ عَ لَ وی یَ ] (ع ص نسبی) مؤنث علویّ. (اقرب الموارد). رجوع به علوی شود. زنی که از اولاد علی بن ابی طالب (ع) باشد. (از ناظم الاطباء). سیدة.[ عِ لْ وی یَ / یِ ] (از ع، ص نسبی) تأنیث عِلوی. رجوع به عِلوی و عَلویة و عِلویین شود. - علم آثار علویه؛ علم به امطار و ریاح و رعود و بروق و شهب و نیازک و امثال آن، و آن یکی از اقسام علوم طبیعیهٔ قدما باشد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «علویة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر