معنی علوفات
6 بازدید
[ عُ ] (ع اِ) جِ عُلوفة. آنچه ستوران خورند. || آذوقه و توشه و ارزاق : امیر بفرمود بتعجیل کسان رفتند و بر روستای بیهق علوفات راست کردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۷۵). خواجه حسین وکیل شغل بساخت و بیستم این ماه سوری برفت تا مثال دهد علوفات بتمامی ساختن، چنانکه هیچ بینوایی نباشد. (تاریخ بیهقی ص ۴۵۰).
کلمات همقافیه با «علوفات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر