معنی علم غیب
6 بازدید
[ عِ مِ غَ / غِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) غیب دانی. غیب گویی. دانش و آگاهی بر پنهانی ها و آنچه ناپدید از مردم باشد. آگاهی به مغیبات : ایزد عزّوجلّ علم غیب به کس ندهد، چون قضا بود که خراسان از دست ما بشود و کار این قوم بدین منزلت رسید که رسید. (تاریخ بیهقی ص ۵۴۶). در علم غیب چنان بود که سلجوقیان بدین محل خواهند رسید. (تاریخ بیهقی ص ۴۹۷). آفریدگار جل جلاله عالم اسرار است... و در علم غیب وی رفته است که در جهان در فلان بقعت مردی پیدا خواهد شد که... (تاریخ بیهقی ص ۹۲). حاجت موری به علم غیب بداند در بن چاهی به زیر صخرهٔ صمّا.سعدی. و رجوع به غیب شود.
کلمات همقافیه با «علم غیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر