معنی علمداری
7 بازدید
[ عَ لَ ] (حامص مرکب) عمل و کار علمدار. حمل علم. نگهبانی و حراست علم در جنگها.[ عَ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جهانگیری بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز واقع در ۳۰ هزارگزی شمال باختری مسجدسلیمان و ۶ هزارگزی خاور راه اتومبیل رو مسجدسلیمان به لالی. ناحیه ایست کوهستانی و دارای آب و هوای گرمسیر و مالاریایی. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصولات آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی کارگری شرکت نفت و زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنها قالیچه بافی است. دارای راه مالرو است. ساکنین آن از طایفهٔ هفت لنگ بختیاری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «علمداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر