معنی علماد
7 بازدید
[ عِ ] (ع اِ) گروههٔ ریسمان. (منتهی الارب). کلابه. (ناظم الاطباء). آنچه بافته را بر آن گروهه کنند. (از اقرب الموارد). علمادة. ج، عَلامدة، عَلامید. رجوع به علمادة شود.
کلمات همقافیه با «علماد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر