معنی علجان
7 بازدید
[ عَ لَ ] (ع اِمص) اضطراب و پریشانی ماده شتر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِ) گیاهی که از آن مسواک سازند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گیاهی که بدان دست شویند، و آن را «کاه مکه» نیز گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). اذخر و غسول. (از برهان).[ عَ لَ ] (اِخ) نام جائی است، و در شعر ابودؤاد ایادی آمده است : بالبطن من علجان حَلّ به دانٍ فُوَیْق الارض اذ وَدقت. (از معجم البلدان).[ عُ ] (ع اِ) درختان خاردار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «علجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر