معنی علامه چلبیبیگ
6 بازدید
[ عَ لْ لا مَ چَ لَ بی بَ ] (اِخ) پسر میرزاعلی بیگ و از اهالی تبریز بوده که در ایام جوانی برای تحصیل به شیراز رفت و مدتی در حوزهٔ درس ملا میرزاجان (متوفی در سال ۹۹۴ یا ۹۹۸ هـ . ق.) حاضر شد. عاقبت بجهت تهمت شرب خمر به قزوین رفته و بواسطهٔ شهرت و صیت کمالاتی که داشته بهندوستان رفته و در دربار ملوک وقت هند تقرب یافته، و بر اثر سوء سریره کتابی در رد انبیا نوشت و درنتیجهٔ این کردار ناشایست خود بمرض آکله مبتلی و بدنش سوراخ سوراخ شده و عازم مقر خود گردید. او به شعر گفتن نیز رغبت داشت و در اوایل به «شیدا» و در اواخر به «فارغ» تخلص میکرد. پدرش میرزا علی بیک در زمان شاه طهماسب صفوی کلانتر تبریز بود. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۱۰۵ از تذکرهٔ نصرآبادی). و نیز رجوع به فارغ تبریزی شود.
کلمات همقافیه با «علامه چلبیبیگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یگ» برای سرودن شعر