معنی علالة
6 بازدید
[ عُ لَ ] (ع مص) دوشیدگی شتر در میانهٔ روز. (منتهی الارب). دوشیدن شتر در میانهٔ روز. (آنندراج) (اقرب الموارد). || نیزه زدن در پی هم : و لولا علالة أرماحنا لظلت نساؤهُمُ تحلب. (از ذیل اقرب الموارد). || پیاپی دویدن. (ذیل اقرب الموارد). || (اِ) آنچه به وی بهانه کنند و عذر آرند: ما هی الا علالة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || شتر که بعدِ دوشیدن فیقهٔ نخستین دوشند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بقیهٔ شیر در پستان. (منتهی الارب). || باقی هر چیزی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بقیهٔ قوت پیر. (منتهی الارب) (لسان العرب). || شخص تحصیل کرده. || معلم مدرسه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «علالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر