معنی علالا
6 بازدید
[ عَ ] (اِ صوت) بانگ و شور و غوغا. (برهان) (ناظم الاطباء). علالوش. هیابانگ : بجه از جو، سوی ما آ، که تماشاست در این سو ستر اللََّه علینا، چه علالاست در این کو. مولوی. - علالای سگ؛ پارس کردن او. بانگ او: زین همه بانگ و علالای سگان هیچ واماند ز راهی کاروان؟مولوی. || تشنیع. || کنایه و حرف پهلودار. (برهان) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «علالا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر