معنی علاقهبند
9 بازدید
[ عِ قَ / قِ بَ ] (نف مرکب) آنکه ابریشم بافد و رشته و غیره از ابریشم سازد. و بهندی پطوه گویند. (آنندراج). || سازندهٔ نوار و قیطان. (ناظم الاطباء). || کسی که ابریشم تابیده و نوار و قیطان فروشد. (ناظم الاطباء).[ عَ قَ بَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان برغان بخش کرج شهرستان تهران واقع در ۳۳ هزارگزی شمال باختری کرج و ۱۶ هزارگزی شمال راه شوسهٔ کرج به قزوین. منطقه ایست کوهستانی و سردسیر دارای ۷۲ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ برغان تأمین میشود. محصولات آن غلات و لبنیات و میوه است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو است و از طریق کردان ماشین میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «علاقهبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر