معنی علاجپذیر
7 بازدید
[ عِ پَ ] (نف مرکب) قابل مداوا. درمان پذیر و چاره پذیر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «علاجپذیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر