معنی عقیلینژاد
8 بازدید
[ عُ قَ نِ ] (ص مرکب) صاحب سندبادنامه (ص ۲۵۱) آن را صفت اسب آورده است، منسوب به سرزمینی یا شخصی : و در زیر ران آورد اغری محجلی عقیلی نژاد از نسل اعوج و لاحق، ماه جبهتی، مشتری طلعتی، صخره گذاری، صحرانوردی، کوه پیکری، زمین هیکلی، ابر رفتاری، رعد آوازی...
کلمات همقافیه با «عقیلینژاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر