معنی عقش
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) خم دادن چوب را. || فراهم آوردن شتران را. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب).[ عَ / عَ قَ ] (ع اِ) تره ای است. (منتهی الارب). بقله ای است. (از اقرب الموارد). || سرشاخه های انگور. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || بار پیلو. (منتهی الارب). میوهٔ اراک. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عقش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قش» برای سرودن شعر