معنی عقراء
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مؤنث أعقر. ماده شتر که انیاب وی شکسته باشد. ج، عُقر. (از اقرب الموارد). || (اِ) ریگ تودهٔ بلند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِخ) نام شهری است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عقراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر