معنی عقدی

معنی عقدی

7 بازدید
[ عَ ] (ص نسبی) منسوب به عَقد. رجوع به عقد شود. || مقابل صیغه و منقطعه و متعه. (یادداشت مرحوم دهخدا). زن عقدی، در مقابل زن صیغه. - امثال: مگر شما از عقدی هستید ما از صیغه؛ دلیلی بر استعلا و برتری جستن بر ما ندارید. (امثال و حکم دهخدا). || فرزند که از زن عقدی بود. مقابل فرزند که از صیغه باشد.
[ عَ قَ ] (ص نسبی) منسوب به عقد که بطنی از بجیلة است و گویند آن از قیس بوده است. ابوعامر عبدالملک بن عمرو عقدی بدین نسبت شهرت دارد که محدث بود و از شعبة نقل میکرد. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
[ عُ ] (ص نسبی) منسوب به عقدة که آن نام زنی است. و طرماح بن جهم طائی عقدی شاعر بدین نسبت شهرت دارد. و نیز بنی عمروبن سنبس بن معاویةبن جرول بن ثعل بن عمروبن غوث بن طی ء، چون مادرشان عقدة دختر مغتربن بولان بوده است بدین نسبت شهرت دارند. (از اللباب فی تهذیب الانساب). رجوع به عقدة (اِخ) شود.
[ عُ قُ ] (ص نسبی) منسوب به عقدة که آن لقب پدر ابوالعباس احمدبن محمدبن سعیدبن عبدالرحمان، مشهور به ابن عقده است. وی محدث بود و در محرم سال ۲۴۹ هـ .ق. متولد شد و در ذیقعدهٔ ۳۳۲هـ .ق. درگذشت. (از اللباب فی تهذیب الانساب).

کلمات هم‌قافیه با «عقدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید