معنی عقدهگشای
6 بازدید
[ عُ دَ / دِ گُ ] (نف مرکب) عقده گشا. عقده گشاینده. گشایندهٔ گره. || مشکل گشا. و رجوع به عقده گشا شود: چون دم صبح گشت عقده گشای عود را سوخت خاک صندل سای.نظامی. قسام بهشت و دوزخ آن عقده گشای ما را نگذارد که درآئیم ز پای.حافظ.
کلمات همقافیه با «عقدهگشای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر