معنی عقب انداختن
6 بازدید
[ عَ قَ اَ تَ ] (مص مرکب) تعویق انداختن. تعلل کردن. دفع الوقت کردن. سر دواندن.
کلمات همقافیه با «عقب انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر