معنی عقب افتادن
5 بازدید
[ عَ قَ اُ دَ ] (مص مرکب) پس ماندن: عقب افتادن از قافله. || تأخیر کردن در ادای چیزی: عقب افتادن مواجب. عقب افتادن مالیات.
کلمات همقافیه با «عقب افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر