معنی عقاب کردن
5 بازدید
[ عِ کَ دَ ] (مص مرکب) شکنجه کردن. عذاب دادن. (فرهنگ فارسی معین). معاقبة. عِقاب. رجوع به عِقاب شود.
کلمات همقافیه با «عقاب کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر