معنی عقابافکن
6 بازدید
[ عُ اَ کَ ] (نف مرکب) عقاب افکننده. آنکه یا آنچه عقاب را بیندازد: ز پرهای تیر عقاب افکنش عقابان فزونند پیرامنش.نظامی. بسی خون گرو کرده در گردنش عقابین چنگ عقاب افکنش.نظامی. || کنایه از حلقه بگوش یعنی مطیع و غلام، چه عقاب بمعنی رشته است که در سوراخ گوش کشند برای انداختن حلقه. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به عقاب شود.
کلمات همقافیه با «عقابافکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر