معنی عقابکینه
4 بازدید
[ عُ نَ / نِ ] (ص مرکب) که کینه ای چون کینهٔ عقاب دارد. که آسان از مقصود بازنگردد: صیادی سگی معلّم داشت، ازین پهن بری... ببرسینه ای عقاب کینه ای. (سندبادنامه ص ۲۰۰).
کلمات همقافیه با «عقابکینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر