معنی عق

معنی عق

9 بازدید
[ عَ ق ق ] (ع مص) شکافتن جامه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شکافتن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || قربان کردن در هفتهٔ نخست مولود. (از منتهی الارب). ذبح کردن برای نوزاد در روز هفتم، و نیز تراشیدن «عقیقهٔ» او را. (از اقرب الموارد). کشتن گوسفند در وقت راندن فرزند، و موی باز کردن او. (المصادر زوزنی). گوسفند کشتن از فرزند روز هفتم و موی وی باز کردن. (تاج المصادر بیهقی). || نیزه بسوی آسمان انداختن. (از منتهی الارب). پرتاب کردن نیزه را بسوی آسمان. و چنین نیزه ای را عقیق نامند. (از اقرب الموارد). تیر سوی آسمان انداختن. (تاج المصادر بیهقی). || فروریختن باد از ابر باران دار، باران را. (از اقرب الموارد).
[ عَ ق ق ] (ع ص) نافرمان پدر و مادر و آزارده آنها را. (منتهی الارب). عاقّ. (اقرب الموارد). و رجوع به عاق شود. || (اِ) شکاف. (منتهی الارب). هر شکافی که در ریگ و غیره باشد. || حفرهٔ عمیق در زمین. (از اقرب الموارد).
[ عِ ق ق ] (ع اِ) گو دورتک در زمین. (منتهی الارب).
[ عُ ] (اِ صوت) حال قی. غثیان. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به عق زدن و عق شدن و عق گرفتن و عق نشستن شود. - عق و پق راه انداختن؛ در تداول عامه، قی کردن. استفراغ کردن. (فرهنگ فارسی معین).
[ عُ ق ق ] (ع ص) ماء عق؛ آب تلخ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). قُعّ. رجوع به قع شود.

کلمات هم‌قافیه با «عق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید