معنی عفیط
6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) تیز دادن بز. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عَفط. عَفَطان. و رجوع به عفط و عفطان شود. || بینی افشاندن میش، بسان خر. (از اقرب الموارد). عَفط. و رجوع به عفط شود. || (اِ) آب بینی میش. (از منتهی الارب). عفطة. رجوع به عفطة شود.
کلمات همقافیه با «عفیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر