معنی عفشلیل
7 بازدید
[ عَ شَ ] (ع ص) مرد ثقیل و گران. (منتهی الارب). مرد سنگین و انبوه. (از اقرب الموارد). عَفشل. و رجوع به عفشل شود. || درشت خوی. (منتهی الارب). جافی و ثقیل. (اقرب الموارد). || گنده پیر فروهشته گوشت. (منتهی الارب). عجوز سست گوشت. (از اقرب الموارد). || گلیم بسیارپشم. (منتهی الارب). کساء سطبر و خشک و بسیارپشم. (از اقرب الموارد). || (اِ) کفتار، یا کفتار نر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عفشلیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر