معنی عفرین

معنی عفرین

6 بازدید
[ عِ ] (ع ص) مرد مبالغه کننده در امور با زیرکی و فطانت و درگذرنده در امور و رسا. (ناظم الاطباء). عفریت. (اقرب الموارد). و رجوع به عفریت شود. ج، عَفارین. (اقرب الموارد).
[ عِ ] (اِخ) نام نهری است در نواحی مصیصه، که بسوی اعمال نواحی حلب جاری است. و در اخبار نام آن آمده است. (از معجم البلدان).
[ عِ فِ رْ ری ] (ع ص، اِ) شیر مادهٔ درشت خلقت. || لیث عفرین؛ شیر بیشه و بیشه شیر. (منتهی الارب). اسد. (اقرب الموارد). || جانورکی است که در خاک نرم بن دیوار می باشد، یا جانورکی است مانند کربسه و بر سوار پیش آید و به دنب می زند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). گوش خزک. (یادداشت دهخدا). || مرد تمام اندام ضابط توانا. (منتهی الارب). مرد کامل ضابط قوی. (از اقرب الموارد). || زیرک و رسا و بغایت رسانندهٔ هر چیزی. (منتهی الارب). نافذ در کارها و مبالغه کننده در آن با زیرکی. || هر ضابط قوی. || مرد کامل پنجاه ساله. (از اقرب الموارد). || (اِخ) نام شهری است. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). مأسده و جای شیرناکی است، و یا شهری است. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «عفرین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید