معنی عفازة
6 بازدید
[ عَ زَ ] (ع اِ) یکی عَفاز. (از اقرب الموارد). رجوع به عفاز شود. || پشتهٔ زمین. (از منتهی الارب). اکمة. (اقرب الموارد).[ عُ زَ ] (ع اِ) بار پنبه. (منتهی الارب). غوزهٔ دهان گشاده. (دهار). جوزالقطن. (اقرب الموارد). جوزةالقطن است که به فارسی کوزک و به شیرازی خروک و به اصفهانی کوکوزک پنبه و به هندی دهیری نامند. (مخزن الادویه). جوزق و بار پنبه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عفازة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر