معنی عفاز
6 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) چهار مغز مأکول. (منتهی الارب). گردو. (ناظم الاطباء). جوز و گردوی خوردنی، یک دانهٔ آن عفازة باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عفاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر