معنی عفاریت
6 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) جِ عفریت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). دیوان. اهریمنان. رجوع به عفریت شود: عفاریت گفتند اندیشه مدار که ایزدتعالی آدمی را به هفت طبقه آفرید. (تاریخ سیستان ص ۵۹). رجالهٔ دیلم و عفاریت افغانیان بر ایشان آغالید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۰). - عفاریت آثار؛ کسانی که کردارشان مانند دیو بود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عفاریت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر