معنی عفاریة
6 بازدید
[ عَ یَ ] (ع اِ) جِ عفریة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عفریة و عفریت شود.[ عُ یَ ] (ع ص) مرد سخت پلید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || اسد عفاریة؛ شیر درشت خلقت توانا. (منتهی الارب). شیر سخت و شدید. (از اقرب الموارد). || (اِخ) کوهی است سرخ فام در سیالة. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عفاریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر