معنی عظیمة
7 بازدید
[ عَ مَ ] (ع ص) مؤنث عظیم. بزرگ. و رجوع به عظیم شود. || کبیره. (اقرب الموارد). گناه بزرگ. || (اِ) سختی و بلای سخت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، عَظائم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عظیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر