معنی عظیمالقدر
7 بازدید
[ عَ مُلْ قَ ] (ع ص مرکب) بزرگ قدر و مرتبه. (ناظم الاطباء). بزرگ مرتبه. (فرهنگ فارسی معین): وی [ قاضی خان صدر ] از سادات عظیم القدر سیفی حسنی بود. (عالم آرای عباسی ج ۲ ص ۹۶۶).
کلمات همقافیه با «عظیمالقدر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر