معنی عظمت
9 بازدید
[ عَ ظَ مَ ] (ع اِمص) عظمة. بزرگی. (غیاث اللغات). بزرگی و کلانی. (فرهنگ فارسی معین). || بزرگواری و جاه و جلال و شوکت و حشمت و ابهت و شکوه. (ناظم الاطباء). قدر. (غیاث اللغات). بزرگی قدر و مرتبه و بزرگواری. (فرهنگ فارسی معین). ملک. جبروت. ملکوت. علو، تعالی. علاء. علی. اعتلاء. عز. عزت : کمال عظمت باری جل جلاله نشناسد. (کلیله و دمنه). پرتو نور از سرادقات جلالش از عظمت ماورای فکرت دانا.سعدی. || کبر و نخوت. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به عظمة شود.
کلمات همقافیه با «عظمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر