معنی عظاظ
7 بازدید
[ عِ ] (ع مص) همدیگر را گزیدن. (منتهی الارب). به معنی عضاض است. (از اقرب الموارد). || با هم سختی کردن. (منتهی الارب). سخت گردیدن در جنگ: عاظّ القوم؛ در جنگ سخت شدند و بسختی جنگیدند. (از اقرب الموارد). مُعاظّة. و رجوع به معاظة شود.[ عِ ] (ع اِ) دشنام آشکار. || شدت مشقت. || سختی جنگ. (از منتهی الارب). مُعاظّة. رجوع به معاظة شود.
کلمات همقافیه با «عظاظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اظ» برای سرودن شعر