معنی عظائم
7 بازدید
[ عَ ءِ ] (ع ص، اِ) عظایم. جِ عَظیمة. (اقرب الموارد). چیزهای بزرگ و قوی. (ناظم الاطباء). رجوع به عظیمة شود: ازین خاتون چهار پسر بود که بصدد عظایم امور و جلایل کارهای با خطر گشته بودند. (جهانگشای جوینی). به سبب عدم وقوف بر کیفیت امور و احوال آن دولت و قلت معرفت به عظایم و جلایل آن حوادث. (رشیدی). - عظائم اللََّه؛ آنچه از اعمال و معجزات خداوند که بزرگ و عظیم باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عظائم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر