معنی عطون
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) شتر خوابیده در عَطَن. تذکیر و تأنیث در آن یکسان است. (از منتهی الارب).[ عُ ] (ع مص) سیراب گردیده فروخفتن شتران در «عطن». (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بخفتن شتر در کنار آب. (المصادر زوزنی). سیر آب خوردن شتر و بر لب آب فروخفتن. (تاج المصادر بیهقی). || به عطن بازگشتن شتر ماده بعد خوردن آب و باز بر آب آوردن آنرا. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ عُ ] (ع ص، اِ) جِ عاطِن. (اقرب الموارد). رجوع به عاطن شود. || جِ عاطنة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عاطنة شود. || قوم عطون؛ قوم که شتران را بر «عطن» فرود آورند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عطون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر